طهران دیگر مرتضی احمدی ندارد

- گروه میراث فرهنگی- تهران عزادار واقعی این مرگ است. مرگ مردی که به یاد کوچه باغ‌هایش،خراباتی می‌خواند:«حمومی آی حمومی ... فرش و قالیچه‌ام رو بردن.» تهران حق دارد. سال‌های سال است قربانی ساخت و سازها شده و با کوک برخورد آهن‌ پاره‌ها با هم می‌خوابد و صبح با کابوس آسمان‌خراش‌ها از خواب بیدار می‌شود. مرتضی احمدی اما تهران را می‌فهمید. دردهای تهران را درک می‌کرد.

او روزهای خوش این شهر را دیده بود. در ناخوشی اما تنهایش نگذاشت. نه به شهرهای دیگر پناه برده بود نه بار سفر به خارج از کشور را بست. ماند پیش تهران تا لحظه مرگش فرا برسد. پای حرفش هم ایستاد. وقتی در آخرین روز آخرین ماه پاییز مرد، در تهران بود. در یکی از بیمارستان‌های تهران. ریه‌هایش درد می‌کرد. شاید از دود و آلودگی تهران بود. برایش مهم نبود. او نفسش به تهران بسته بود. هر کجای این شهر برایش خاطره‌ای بود و حس و حالی. خودش در ساخت این خاطرات با تهران همدست شده بود. کم در زندگی اش کار نکرد. کم در تاتر و تلویزیون فعالیت نکرد.

کار بزرگش اما 7 سال زحمت مطالعه و گردآوری کتابی بود برای تهران. کتابی با نام « فرهنگ برو بچه‌های تهرون». فرهنگی از اصطلاحات،لغات و ضرب المثل‌های تهران قدیم. حالا این تهران است که در برای او عزادار می‌شود. در برابر مردی که دوست داشتنش به حرف نبود. مردی که پای حرف‌هایش ایستاد و نوشت و خواند و بازی کرد و با مردم همراه شد.

90 سال با مردم بود با تهران بود و جنوب شهر را از یاد نبرد. محل تولدش را از یاد نبرد. پدرش را که سقط فروش بود. مدرسه‌اش در گمرک. او به پاس همه چیزهایی که در تهران به دست آورده بود، دینش را ادا کرد. در شانزده‌سالگی ورزش باستانی و فوتبال را آغاز کرد. کارش را هم به غایت رساند در باشگاه راه آهن بازیکن و مربی شد.

با اینکه پدرش وقتی فهمید کار تئاتر می‌کند او را از خانه بیرون کرد. اما مرضی احمدی کسی بود که به همراه دوستانش در 1321 ، «تماشاخانه ماه» را روبه‌روی باغ فردوس راه انداخت. وارد وادی هنر شد اما از هنر نانی نخورد. همزمان کار در راه‌آهن تهران به عنوان تعمیرکار را آغاز کرد.

او بود که برای اولین بار به سبک بیات تهران در پیش پرده‌ها آواز خواند و ترانهٔ گلپری جون را اجرا کرد. ترانه‌ای که محبوب مردم شد و پای او را به رادیو باز کرد. تهران عزادار واقعی اوست. مردی که در یکی از پیش پرده‌ها ترانه‌ای به نام «کارگرم من» را اجرا کرد که منجر به اعتصاب کارگران راه آهن شد و او دستگیر.

احمدی هیچ گاه نتوانست ساکت باشد. پیش‌پردهٔ دیگری به نام «قدس شاهین» دربارهٔ ماجرای تجاوز جنسی عده‌ای از سربازان آمریکایی به یک زن ایرانی اجرا کرد که توقیف شد و پس از اجرای مجدد آن در پاییز 1323 در جمعی خصوصی، شش ماه به کرمان تبعید شد و سرانجام با پیگیری محمد مسعود، مدیر روزنامهٔ مرد امروز که به صورت تصادفی به تئاتر فرهنگ آمده بود ملغی شد.

چندتا از پیش‌پرده‌های دیگر با اجرای احمدی نیز توقیف شده است، از جمله پیش‌پرده‌ای به نام «پیرهن زرده» که دربارهٔ گروه‌های فشار حزب دموکرات ایران که پیراهن زرد می‌پوشیدند بود و به کتک خوردن مرتضی احمدی و بازداشت او انجامید و پیش‌پرده‌ای به نام «کارمند دولت» که منجر به انفصال موقت او از خدمت در راه‌آهن شد ولی با اعتراض احمدی به دیوان عالی کشور لغو شد.

مرتضی در بهار 1324 از طریق مسابقات فوتبال با ناصر فخرآرایی که در تیم «آفتاب شرق» بازیکن و مربی بود آشنا شد. در 15 بهمن 1327 به دعوت فخرآرایی به مراسم سالگرد افتتاح دانشگاه تهران رفت و در آن جا شاهد ترور محمدرضا شاه به دست فخرآرایی بود که به کشته شدن فخرآرایی و دستگیر شدن احمدی انجامید که پس از بازجویی و اثبات بی‌اطلاعی‌اش از ماجرا، آزاد شد.

البته تهران روزگار دور از احمدی را پیش از این درک کرده بود. زمانی که مرتضی پس از کودتای 28 مرداد 1332 بازیگری را کنار گذاشت و به مدت هفت سال به اهواز رفت. ولی پس از بازگشت به تهران از نو کار بازیگری را در سریالی تلویزیونی به نام تک‌مضراب از سر گرفت. از سریال‌های تلویزیونی دیگری که بازی کرده است می‌توان از سلطان صاحبقران، هفت شهر عشق، آئینه و زیر بازارچه بود.مرتضی در فروردین 1349 نیز برای فیلم حسن کچل علی حاتمی ضربی‌خوانی کرد. اما آنچه باعث شد الفتش با تهران بیش از پیش شود، کتاب هایش بد. کهنه‌های همیشه نو (ترانه‌های تخت حوضی)، من و زندگی: خاطرات مرتضی احمدی،پرسه در احوالات تهرون و تهرونیا، فرهنگ بر و بچه‌های تهرون.

حالا تهران دیگر مرتضی احمدی‌ را ندارد. تا هر جا که برود، با صدای گرم و خش‌دارش از خاطرات تهران بگوید. با بچه‌های خبرنگار راهی لاله‌زار شود. از گراند هتل تا تجریش. او جانش را با تهران پیوند زد. حالا تهران عزادار واقعی اوست.

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه