نوشته‌هایی با برچسب "اوحدی مراغه ای"

شب و روز ( اوحدی مراغه ای) شب و روز ( اوحدی مراغه ای)

شب و روز مونس من غم آن نگار بادا. سر من بر آستان سر کوی یار بادا. دلش ارچه با دل من به وفا یکی نگردد. به رخش تعلق من، نه یکی، هزار بادا. چو رضای او در آنست که دردمند باشم. غم و درد او نصیب من دردخوار بادا. ز ملامت رقیبان نکند گذار بر من. که بت من از رقیبان به منش گذار بادا. سخن کنار پر خون که مراست هم بگویم. به میان لاغر او، که درین کنار بادا. چو باختیار کردم دل و جان فدای آن رخ. گر ازو کنم جدایی نه باختیار بادا. به من، ای صبا، نسیمی ز بهار دولت او. برسان، که سال و ماهت همه نو بهار بادا. چه کند مرا رقیبش همه سال دور از آن رخ؟. که چو من بدرد دور

نه بی یادت برآید یکدم از من (اوحدی مراغه ای) نه بی یادت برآید یکدم از من (اوحدی مراغه ای)

نه بی یادت برآید یکدم از من. نه بی رویت جدا گردد غم از من. بزن بر جانم آن زخمی که دانی. بشرط آنکه گویی مرهم از من. دلم را خون تو میریزی و ترسم. که خواهی خونبهای دل هم از من. مرا از هرکه دیدی بیش کشتی. مگر کس را نمی بینی کم از من؟. اگر آهی برآرم زین دل تنگ. به تنگ آیند خلق عالم از من. چنان رسوا شدم در عالم این بار. که گویی پر شده ست این عالم از من. بسان "اوحدی" دور از تو بیم است. که فریادی برآید هردم از من. اوحدی مراغه ای. منبع:lat. blogfa. com.

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه